صفحه اول تماس با ما RSS قالب وبلاگ
تست نوحه خوانی
تست نوحه خوانی,اجرای برنامه اندروید در pc
علیرضا 1393/8/8

شبِ آخر بگذار این پَر ِمن باز شود

بیشتر رویِ تو چشم تر ِمن باز شود

حرفِ هجران مزن اینقدر مراعاتم کن

دست بردار ، دلِ مضطر ِ من باز شود

جان زینب برو از کرب و بلا زود برو

مگذاری گره ی معجر من باز شود

آه ، راضی نشو بنشینم و گیسو بکشم

آه ، راضی نشو موی سر من باز شود

پای دشمن به روی پیکر تو باز شود

روی دشمن به روی معجر من باز شود

جانِ من حرز بینداز به گردن مگذار

جای این بوسه ی پیغمبر من باز شود

جان زینب برو مگذار غروب فردا

سمت گودال رهِ مادر من باز شود

حیف از این زیر گلو نیست خرابش بکنند؟!

پس اجازه بده تا حنجر من باز شود

لااقل قول بده زود خودت جان بدهی

بلکه راهِ نفس آخر من باز شود


| نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 6
علیرضا 1393/8/8

شب شب اشک و تماشاست اگر بگذارند

لحظه ها با تو چه زیباست اگر بگذارند

فکر یک لحظه بدون تو شدن کابوس است

با تو هر ثانیه رویاست اگر بگذارند

مثل قدش قدمش لحن پیمبر وارش

روی فرزند تو زیباست اگر بگذارند

غنچه آخر چقدر آب مگر می خواهد؟

عمر طفل تو به دنیاست اگر بگذارند

ساقیت رفته و ای کاش که او برگردد

مشک او حامل دریاست اگر بگذارند

آب مال خودشان چشم همه دل واپس

خیمه ها تشنه سقاست اگر بگذارند

قامتش اوج قیام است قیامت کرده است

قد سقای تو رعناست اگر بگذارند

سنگ ها در سخنت هم نفس هلهله ها

لحن قرآن تو گیراست اگر بگذارند

تشنه ای آه و دارد لب تو می سوزد

آب مهریهٔ زهراست اگر بگذارند

بر دل مضطرب و منتظر خواهر تو

یک نگاه تو تسلاست اگر بگذارند

آمد از سمت حرم گریه کنان عبدالله

مجتبای تو همین جاست اگر بگذارند

رفتی و دختر تو زمزمه دارد که کفن

کهنه پیراهن باباست اگر بگذارند

برچسب ها:

| نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 3
علیرضا 1393/8/8

در خیمه ها صدای خدایا بلند شد

زینب برای پرسش آیا؛ بلند شد

فریاد وا حسین؛ ز اعماق سینه اش

تا گشت با خبر ز قضایا بلند شد

پرسید غرق ناله که آقا چه می شود؟‌

تکلیف زینبت شب فردا چه می شود؟‌

سجاده باز کرده ای و ناله می کُنی

باران شدی و توبه ی صد ساله می کُنی

گاهی خروج می کنی از خیمه گاه خود

خیره نگاه جانب آن چاله می کُنی

انگار این عمل؛ عمل دل به خواه توست

این تکّه از زمین نکند؛‌ قتله گاه توست

امشب فضای خیمه پُر از عطر سیب توست

زینب اسیر گریه؛ ز حال عجیب توست

حرفی بزن عزیز دل من که خواهرت

مضطر ترینِ ناله امن یجیب توست

اشکت به من اجازه آوازه می دهد

دل شوره ام خبر ز غمی تازه می دهد

یک لحظه کن نظر به من زار و مضطرت

آری منم که زل زده ام در برابرت

از بس که محو ذات خداوند اقدسی

اصلاً‌ محل نمی دهی امشب به خواهرت

از جان من عروج مکن روح پیکرم

حرفی مزن ز رفتن خود؛ ای برادرم

خون منِ ز خود شده را کم به شیشه کن

زخم فراق؛ ‌کم به دل خسته ریشه کن

یا حرفی از جُدا شدن از خود مگو وَ یا

با من مگو عزیز دلم صبر پیشه کن

امشب دلـم اسیــر مــلال اسـت یـــا حسین

من بی تو؛‌ عین فرض محال است یا حسین

گریان ترین دیده دریایی توام

امشب اسیر غصّه فردایی توام

گفتی ز بس که یک شبه تغییر می کنی

من نیز ناتوان ز شناسایی توام

گفتی به ناله غرق تمنا بکن مرا

زینب بیا و خوب تماشا بکن مرا

گفتی تمام پیکر تو زخم می شود

از پای تا دم سر تو زخم می شود

اذنم دهی به صورت خود لطمه می زنم

با من مگو که حنجر تو زخم می شود

گفتی سری به روی تنت نیست بعد از این

جز تکه بوریا کفنت نیست بعد از این


برچسب ها:

| نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 5
علیرضا 1393/8/8

دل مــن زیــر پای ارباب است         ســر مـن در هوای ارباب است

و مِــنَ المــاءِ کُـــلَّ شَیٍ حَی         اشک در روضه های ارباب است

وحــده لا الــــه الا هـــــو          آخــرین نغمه های ارباب است

و یــدالله فـــــوق ایـدیهــم          دست مشکل گشـای ارباب است

پایتخــت حکـــومت مهــدی          به خـدا کربـــلای ارباب است

گوش کن تو به این نوای غریب          این طنیـن صــدای ارباب است

مــادرش دم گــرفته سینـه بزن         سینـه زن ها عــزای ارباب است

روی نیـــزه چــراغ گم شدگان        ســر از تــن جدای ارباب است

خوش به حــال کسی که بانی بر        مجلــس با صفــای ارباب است

رو مــزن بر کسی که این کارَت         کســر شــان گدای ارباب است

بنــده ی عشــق زینبیــن شدن         انتظـــار خـــدای ارباب است

برچسب ها:

| نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 4
علیرضا 1393/8/8

گفتم چه بگویم به بلا گفت حسین جان         گفتم که مرا چیست دوا گفت حسین جان

گفتم بده ذکری که دوای همه درد است        اعجاز نماید همه جا گفت حسین جان

گفتم که رهی نیست مرا جانب معشوق          من با چه روم کرببلا گفت حسین جان

گفتم که خدا سخت غضب کرد چه گویم       تا آنکه شود باز رضا گفت حسین جان

گفتم چه بود ذکر شهیدان که ز رحمت          زهرا همه را کرده جدا گفت حسین جان

گفتم چه کنم تا که شوم اهل ولایت             تا آنکه رسم من به خدا گفت حسین جان

گفتم چه کنم وقت اجل یار بیاید                 گیرد سر من بر روی پا گفت حسین جان

گفتم چه بگویم که خدا روز قیامت              ما را بخرد با شهدا گفت حسین جان

گفتم ز لب زینب کبری چه شنیدی               چون دید ز تن راس جدا گفت حسین جان

گفتم که سحر دختر دردانه چه می گفت        تا حاجت وی گشت روا گفت حسین جان

گفتم ز گلوی علی اصغر چه شنیدی             وقتی که سرش گشت جدا گفت حسین جان

گفتم سخن آخر عباس چه بوده                   با دست جدا فرق جدا گفت حسین جان

شما عزیزان میتونید این متن رو به صورت نوحه بخوانید و ضبط کنید و به آدرس ایمیل:alinet@p30mail.ir یا alinet1381@gmail.com ارسال کنید و ما هم لینک دانلود اون رو تو وبلاگمون بزاریم هم جزو لیست تست استعداد نوحه خوانی قرار بدیم

برچسب ها:

| نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 8